.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


روزی دلم با چشم سبزت نسبتی داشت
در سرنوشت دست گرمت قسمتی داشت
دور از نگاه ديگران در دامن صبح
پنهان تورادرکوچه ديدن لذتی داشت
دست دعايم در ضريح دست هايت
حرف دلم پيش دل تو حرمتی داشت
بااين که دستت دور بود ازدستهايم
اما لبت بر بوسه هايم رغبتی داشت
پرواز را در خاطرت بسپار پرواز
درعمق چشمانی که روزی وسعتی داشت
ديگر برای با تو بودن فرصتی نيست
ای کاش دل بهر وداعت فرصتی داشت

رضا محمدی
۱۳۸٦/۸/۱۳ | ٢:٢٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC