.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


وجودت و ازم نگير
بي خود نشو بهانه گير
.................
عشق من و از تو خودت جدا نكن
براي رفتن از پيشت
همش خدا خدا نكن
.................
يه وقت ديدي جدا شدم
راهي جاده ها شدم
رفتم و موندم تو غروب
تو گوشه‌اي كردم سكوت
...................
اونوقت نگو مريم كجاست؟
مي‌گن مگه ازت جداست؟
مريم همه جان تو بود
زنده به قربان تو بود
حالا چه شد او رفته است؟
از شهر تو او رسته است؟
...................
ديگر نداري بنده‌اي ؟
محتاج مهر و خنده‌اي؟
...................
مريم رود اينها شود
دل با غمش تنها شود
...................
من با غم و با بي كسي
در خاك بخفتم يك شبي
تو ماني و عشق و هوس
براي ما، شوق تو بس

دریا مهربان ( مریم)
۱۳۸٦/۸/۱۳ | ٢:۳٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC