.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

بر روی خا ر راه میروم ...

آسمان بلند را لمس میکنم ...

جرم نیستم ...

در این تراز که من ایستاده ام

تمام دیوارها کوتاهند ...

سرود می خوانند ...کرکسان...

برای حجمی که برای تشریح خویش

یک روز از تراز دیوارها گذشت

حامد

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٤ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com