.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


شهر را شهره ی آفاق کرده ای افسونگر

راز هستی را بر باد ننویسی به آسانی

دلت را سیمای جان ها کرده ای به روشنی

آفتاب هم نمی داند در خلسه ات سر فرود آورد

همه در تو رسوایی عالم را دیده اند لحظه ای

رضا آشفته

۱۳۸٦/۸/۱٤ | ۳:٢٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC