.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


غمت بی ریشه بادا نازنینم
دو چشمت همچو دریا نازنینم
صدف مانند آن لبهای زیبا
قیامت کرده بر پا نازنینم

به شوق ماه رويت بی قرارم
بیا شیرین تر از جانم کنارم
چرا سهمم جدایی گشته از عشق
جدايی را دگر طاقت ندارم

عاکف-م

۱۳۸٦/۸/۱٤ | ۳:٢۸ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC