.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

گل قاصدک چه غمگین چشمه را درود می گویی ؟!

مرا ببین با زانوی در بغل به انتظارت بوده ام

حالا نمی خواهی دست نوازشی بر غم هایمان باشی

اگر از عشق نافرجام نامه ای آورده ای بگو بی محابا

چشمه از من هیچ ابایی ندارد برای گریستن

رضا آشفته

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٥ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com