.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


غروب از وقتی که رفتی واسه من خيلی دلگير تره
کناره پنجره آسمون به چشام خيلی زشت تره

ستاره از وقتی که رفتی ديگه چشمک نداره
ديدن ستاره از زمين ديگه سخته بی اثره

آره درست از وقتی که رفتی آسمون ساکته
اين چرخه فلک انگار ديگه جونی نداره

بيا دوباره دستی بکش تو که انقدر بد نبودی
بيا که اشک آسمون اين جوری ديدن نداره

ماه و نگاه چه طور داره ذره ذره آب ميشه
کجايی تو يعنی دلت انقدر عقده داره؟

به خدا چيزی که من از تو می شناختم اين نبود
اون دل ساده چی شده اين همه بی رحمی داره؟

به من بگو دنيا به تو بد کرده بود يا من؟
راست بگو به من رفتنت ارزش گريه داره؟

می دونی از وقتی که رفتی کيا پشتت دارن زار می زنن؟
ای همه زار برای توی دل سنگ ارزش داره؟

برو به فکر خودت باش ما با دل يه جور می سازيم
يه جوری که آسمون از دل من رازی باشه

يه جوری که توی دنيا هم زنده باشم هم مرده
يه جوری که پرواز کنم تو آسمون آکنده

آیدین حیدریان مهتر ( غزل و مثنوی)

۱۳۸٦/۸/۱٥ | ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC