.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

اینک این منم که سخن میگویم!

من، بانوی آبی!

بانوی تمام رنگها...

بر فرازشهر سوخته ی آرزوهایم!!!

اینک این تویی که سکوت میکنی!

تو، ...

فاتح! اما غنمیتت، جز دود و نفرینی نیست!

بانو

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٥ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com