.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


صحبت از عشق حريم دل ديوانه شکست
نرگس مست،سکوت شب اين خانه شکست

طرح افروختن شمع رخش حاصل داد
شيشيه عمر گل از هجرت پروانه شکست

کوه عشق تو در اين حجره دل ميبينم
حرمت ظرف و سبو و همه پيمانه شکست

جرعه خورديم چو از باده عشقش نفسي
آنچه نشکسته بديديم چه مستانه شکست

عقل فرزانه ی ما ديد به درويشي دل
شوکتِ جاه و جلال و همه، شاهانه شکست

جمله کج، راست ببيني گذرا گر نگري
خَم تزوير و ريا در خُم ميخانه شکست

دل و اين عشق بديدند به حسرت که صدف
در تماشاگه اين اين صنعت دردانه شکست

پرتو فيض ببايد به کسان حاجت نيست
هر چه افسانه شنيديم ز بيگانه شکست

عاکفاصحبت پرواز پرستو چه خوش است
اين مبادا که تماشاي تو آن خانه شکست

عاکف-م

۱۳۸٦/۸/۱٥ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC