.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

دل شکسته ی مرا
به خنده بند میزنی
تو طرح سبز زندگی
بگو به چند میزنی

ز غم فسرده میشوم
اگر نبینمت دمی
ز رود چشم سبز تو
مرا بس است شبنمی

چنان پر از تو میشوم
که خود رها ز خود کنم
برای لمس حس تو
چاره هر آنچه شد کنم

عاکف-م

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٦ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com