.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


پيکر صاعقه رعشه گون شد
از نگاه دل عارفانه
نم نم اشک باران فرو ريخت
خلوت مهرو آغوش دانه
لحظه سبز وصلی بيايد
حلقه ی ضربه ها شد فشرده
گرچه غم زد مرا تازیانه
قلب رویای شیرین نمرده
خشم نقطه به شعرم مه آورد
ای دریغا به ابهام گفتار
خشم پوچ و فریب شراره
شد دگر مایه ی ننگ پندار
گونه شرم احساس جنگل
خورده سیلی زسرمای بختش
آسمان غزل تیره می شد
از صدای تپش های سختش
دانی آن عمق شیشه چه بودش
عکس روییدن سایه غم
حیرت یک ترانه فنا شد
ماجرایی شد این اشک شبنم

زهرا طهماسبی(پریشان)بلداچی

۱۳۸٦/۸/۱٧ | ٤:٠٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC