.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

فرسودن
و جريان مداوم رود را
بر سينه
هموار كردن
اتفاقي ساده نبود
سنگ مي انديشيد
ذره ذره وجود من
اكنون دريايي است
مواج
و شايد روزي
بر كناره بنشينم
و گونه هايم آرام
از شوق تر شود

مهرداد مولایی

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٧ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com