.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


دنیا به کام من
گر همرهم شوی
در جام دیده ام
زیبا مه ام شوی

سبز بهاری ام
تنها کنار تو
بذرم جوانه زد
در انتظار تو

گفتم که سر بنه
بر شانه های من
تا بر شمارمت
افسانه های من

در کنج خلوتم
با تو نشسته ام
ديدی که از خودم
بی تو چه خسته ام

با من بمان مرو
ای اوج آرزو
طوفان کنی به من
ای موج آرزو

مرداب خسته را
نيلوفری نما
من يک مسافرم
جادوگری نما

عاکف-م

۱۳۸٦/۸/۱٧ | ٦:٢٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC