.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


دوباره خنده ی خورشیدروی دفتر عمرم

نسیمی پر حرارت رابه روی چهره ام افشاند

مشوش شد تمام حلقه های زلف پیچانم.

نگاه گرم و دستان پر از مهرش

نوازش ها نثار روح بی تابم کند هردم

دوباره صبح و بیداری

دوباره بوی و رنگ زندگی

در لابلای لحظه های من شده جاری.

در اعماق دلم نور امیدی میزند سوسو

تمام روح من پرشد از آهنگ قشنگ
شور و خوشبختی
من آزادم
چه دلشادم

ببین من در ورای ابر ها میکنم پرواز

((چه خوشبختم))

حدیث

۱۳۸٦/۸/۱٧ | ٦:٢۳ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC