.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

فکر نمی کنی این همه انتظار، این همه گریه های من کافی باشد
فکر نمی کنی که این بغض گلویم، که این چشم هایم دیگر طاقت ندارند
دارم آرام آرام خرد می شوم
دارم آرام آرام می میرم
بی آنکه تو بیایی
بی آنکه جارچی قصه خبری از آمدنت دهد
بی آنکه منتظر بهاری باشم
من اینجا می میرم.

نگین

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٧ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com