.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


شب به گل شبنم و ما طالب چیدن باشیم
کاش خالی ز ندیدن، پُر ِدیدن باشیم

نرسیدیم به همسایگی حس هَزاران شاید
صد هزاران پل و غافل ز رسیدن باشیم

فصل گل پرده کشیدست به تنهایی ما
وای اگر در صدد پرده دریدن باشیم...

عاکف-م

۱۳۸٦/۸/۱٧ | ٦:٢٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC