.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

جايي ميان ترديد نان و بي خوابي شبانه
ميان التهاب و وسوسه
ميان شک و بوسه
نميدانم
شايد بين استواي من و خدا
هر کجا که بود
او فقط بابا بود...

تیکه سنگ

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٧ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com