.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


يک نگه پشت در خانه راز
او کجا می نگرد مات وخموش
او که قر بانی این ثانیه هاست
شده از داغ زمان حلقه به گوش
رنگ اين خنده پريداز سخنی
روی محراب صدا ياس دويد
نعره زد برگ افق در پس باد
وسخن ساده به تفسير کشيد
آخرين لحظه شب شانه شعر
موی هر سايه پريشان می کرد
شد تهی دفترم از وزن کلام
اسب ديوانگ جولان ميکرد

زهرا طهماسبی ( پریشان) بلدا چی

۱۳۸٦/۸/۱۸ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC