.◦●.چشمان بارانی.●◦.

بترسید از آدم های که عاشق نیستند ! ولی عاشق کردن را خوب می دانند !

از جنگل که می نويسم

از رقص شاخه های درهم تنيده

در باد

نشان از زيبايی پريشانی موهای تودارد

از ماه می نويسم

که برآسمان دريا ايستاده است

و ميدانم

به زيبايی مرموز خال روی گونه ات نمی شود

از ابرها

از رنگين کمانی که چشمهايت آفريده اند

اصلا از خدا که می نويسم

می خواهم بدانی

پرستش را ياد گرفته ام

حمید رضا اقبال دوست

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱۸ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com