.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


در ازدهام اين سکوت سرد
فرياد من آهنگ هر دردی است
بايد ورق زد قصه ی باران
اين پای دل محتاج شبگردی است

شبگرد شو- چشم مرا درياب -
اشک مرا درياب -باور کن!
من بی خيال جام تو هيچم
شعر مرا در خواب باور کن!

هر چند می ميرم من از اين درد
دست خودم نيست ای تمام عشق
سر شارم از حال فريبايی
بگذار بميرم در نيام عشق

با چشم نم دارم مدارا کن
اين دانه ی حسرت نمی رويد
(گاهی دتم تنگ می شود اما)
حرفی به دلداران نمی گوید

زهرا طهماسبی(پریشان)بلداچی

۱۳۸٦/۸/۱۸ | ٢:٤٥ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC