.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

يک لاله درحال نمازش گريه می کرد
هررکعتی درخواب نازش گريه می کرد
يک شاخه تسبيح سفيددرزيرباران
درلابه لای جانمازش گريه می کرد
بالحن شيرين شهادت خنده می زد
مردی که باآهنگ سازش گريه می کرد...

دانیال رحمانیان از جهرم

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٩ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com