.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


تمام گفته های من
همان يجمله بودوبس
تو خط زدی وپاره شد
دلی به جنس اطلسی
برو برو که بعد از اين
به اوج غصه ميرسم
ومی نويسم از غمت
چه دير می رسی به من!
منی که باد ميبرد
تمام حس عاشقم

سحر شکايت مرا
به گريه ميکند عيان!!
تو خسته از هرآنچه هست
هر آنچه نيست ميشوی
ومی کند نبرد سخت
ترا طليعه ی حضور
ببين!!!چه جای بحث ودرس
نکن بهانه ی عروض
مرا چه وزن و قافيه؟؟؟؟؟؟؟
رسيده ام به اوج درد
به نقطه چين شعر من
غريبه خنده ميزند!
نگو ز-رد قافيه.
غم دلم زند شرر
تمام عمق فاجعه
کسی به من نگفته بود
که میروم پی خطر
ترا خدا سفر نکن
عزیز من پرنده را
بیارها کن از قفس
ببین چه کرده دل مرا
که مانده اش به تک نفس!!!!!!!!!!!!

زهرا طهماسبی ( پریشان) بلدا چی

۱۳۸٦/۸/۱٩ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC