.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


پشت دانایی چشمان تو دنیایی هست
که در آن طعم بلوغ
قفس واسطه را میشکند
من به چشمان تو ایمان دارم
از «خود آیی» به «خدا»
فاصله نزدیکتر از سایه به ماست
چه بسا فاصله ی رایحه تا گل باشد
شاید همچون آبیست
که در اندازه ی رود
تا هم آغوشی دریا جاریست...

شعر از  جناب استاد عاکف - م

۱۳۸٧/٤/۱٠ | ۸:۱٩ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC