.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !



آنکه دیوانه ترین بود به تو/ من بودم

آنکه بیگانه ترین بود زتو/ من بودم


آنکه یکبار به سنگش زدی و بار دگر

سنگدل تر زدی احسنت به تو /من بودم


آنکه میرفت سر بر که گدایی بکند

هاله ای ماه برای شب تو/ من بودم


آنکه هر شب سبد سیب تو را می بافید

بهر دزدیدن سیب تن تو/ من بودم


آنکه پشت سرک سایه کم آورد که بود؟

سایه ات کم نشود سایه تو/ من بودم


آنکه از پنجره بسته ترا می پایید

آبرو باخت سر کوچه تو / من بودم


آنکه در بهت حریق از تف آتش یخ زد

گل یخ چید ز خاکستر تو/ من بودم

                                   شاعر : علی مهر

 

۱۳۸٧/۱۱/٢٩ | ٧:۳۸ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC