.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

عکسم را پاره کنید
من زخم خورده ام
مرا در خودتان بکشید
من را ,که مرده ام

قایق ترک خورده ام
قایق بی پارو
تیمار نمی خواهم
یا که نوش دارو

من گم شده ام
دربدر آغوشم
هیچ کس مهربان نبود
کرده اند فراموشم

باشد می روم
نگفتید بمان!
عاشقی همین است
هرچه شما بگوید, همان!

شعر از مرتضی محمودی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۸ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com