.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 

 

همچنان در عجبم
که چرا این مردم
که همیشه دم از عشق زنند و گویند
که وفا دارند بر هر چه که هست
و همیشه عشق را
همدم لحظه ی تنهایی خود می دانند
پس چرا میشکنند
دل آن عاشق را
که زمانی آن بود
همدم لحظه ی تنهاییشان
ای خـــــــــــدا
همچنان در عجبم
که چرا آن عاشق
که شکست ها خورده
همچنان در پی عشق زمینی است و نمی داند که
که دوباره شکند آن دل او
ای خـــــــــــدا
از تو من می خواهم
دل آنان که شکست ها خورده
صبر ایوب دهی
و دوباره دلشان را نسازی گمراه
و به جز از عشق به خود
نشوند عاشق هر نامردی
ای خـــــــــــدا
من تو را شکر گویم
که به من فهماندی
که والاتر از عشق آسمانی عشق نیست
و به تنها عشقی
که من ایمان دارم
عشق به توست ... 

 

شاعر :  سجاد جعفری

۱۳۸۸/٤/۱۸ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC