.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نخ داخل شمع از شمع پرسید چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی ؟

شمع جواب داد :مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه ومن اشک نریزم.

یک وقتایی یکی کاری و انجام میده  و هر کاری که  بتونه انجام میده تا بتونه حتی فقط یک نگاه , یک لبخند  و بتونه به لبای  طرف مقابلش بنشونه  , حتی اگه بتونه هم اینکار و انجام بده , اما یک مشکل این وسط هست اونم اینه که  آخر کار بی اعتنای به این  لطف  اما حرفی که تو دلمه اینه که ایم لطف و مهربونی  پشیمون از این همه  وقت که سرف هدفش کرده نیست خیلی هم خوشحاله که حتی برای یک بار تونست به هدفش برسه  حتی اگه برای همیشه نباشه و خوشحاله از اینکه همه تلاشش و بکار برد و پشیمون نیست که هر کاری که میتونسه و انجامش نداده حالا حتی اگه به هدفش نرسه

و این یعنی نهایت لطف و مهربونی یک دل .

۱۳۸٩/۱٢/٢۳ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC