.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


نه گستاخ نیستم , بی عاطفه نیستم

من لبریز از مهر تو ام

میترسم ,  که سلام نمی کنم !!

هر سلامی خداحافظی دارد

میترسم از کلام دوری , جدایی

درد از این بالا تر که عاشق شده ام

 رنج از این بالا تر که لایق تو نباشم ؟

کاش می دانستی که شب ها و روز هایم

همه به فکر تو بودن می گذرد

 در خواب ها و رویاها بگو  , یا با من بگو چه کنم ؟

تا به حال عاشق شده ای ؟

میدانی عشق واقعی چه حسی دارد ؟

با حضور او قلبت به تپش می افتد

 اما از جدایی نفس برای کشیدن کم می آوری

 این یعنی پیچش عشق ...

من وانمود می کنم عاشق نیستم

اما سخت گرفتار تو ام

 

من گوهرانه عاشقم

 

شعله چراغ این دل را بیشتر کن تا سلامی برای همیشه  تقدیمت کنم ...  من به بودن تو , نگاه تو , دستان تو نیاز مندم ...


 
۱۳٩٢/٩/٢٧ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC