.◦●.چشمان بارانی.●◦.

بترسید از آدم های که عاشق نیستند ! ولی عاشق کردن را خوب می دانند !

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست        غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم            فغان که در کف من  اختیار باید و نیست

چو شام غم ، دل اندو هگین نباید و هست چو صبحدم  نفسم بی غبار  باید و نیست

درون آتش از آنم که آتشین گل من             مرا چو پاره ی دل در کنار  باید و نیست

به سرد مهری باد خزان نباید و هست           به فیض بخشی ابر بهار باید و نیست

چگونه لاف محبت زنی ، که از غم عشق       تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست

کجا به صبحت پاکان  رسی که دیده ی تو      بسان شبنم گل اشکبار باید و نیست

رهی ، به شام جدایی چه طاقت است مرا  که روز وصل دلم را قرار بایدونیست     

رهی معیری 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢٦ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com