.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


شُکر برای چیزی که خواستم و نخواستی
دیده بودی امروز را
دیروز؟
انار

شعر
حافظ

و مادر هر روز
و زمستانی که در راه استــــ
مهم بودن ِ
اینهاستـــ
همین نبودتـــ کافیستـــ
من از این فاصله خرسندم
بشمار جوجه
های آخر پاییز را
تو را چه به یلدا
یلدا عشق را می فهمید
نه حساب
را
یلدا دلگرم می کرد
تو فکر شعله های بخاری باش
نگاهتــــ نگردد
دلت
نلرزد
مبادا که اشکت به ناگاه بغلتد
که یلدا سهم من
استــــ
تو
بشمار
جوجه های بی مهری ات را !!!

۱۳٩٢/۱۱/۱٧ | ۱:٤٠ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC