.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق جواب من جز شرمندگی نیست

 

 

امدی لبخندزدی فرداشد

صبح نشد مراغرق لبخندت کردی

شب رادزدیدی برگرد لبخندت را جاگذاشتی

 

 

درانتظارباران درانتظارقایق

درانتظارموج در انتظار باد و برق 

که شایدباران ببارد.. بیداری یا که ـ ـ ـ 

میشنوی باران می بارد  و من با طلسم یا  تو تا سحر بیدار بیدارم 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۸ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ توسط AZAR نظرات () |

Design By : nightSelect.com