.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


 

من از پایان می ترسم و میخواهم که آغاز کنم...

 

کوله بار سفر را که می بندی، سفر چونان مسیری بی انتها دلهره بر دل مشتاقت می کوبد... 

دنیا خلاف تو میراند

خلاف تو می خواهد

خلاف تو را "درست" می شناسد

و تـــــــــــــــــــــــــو خلاف همه این خلاف ها پا به مسیری گنگ می گذاری... 

کاش هر چه زود تر آغاز کنیم سفر را 

اما 

چه زیباست اگر تو همسفر این سفر گنگ و بی انتها  باشی...

چه شیرین است اگر  تو همراه این قدمهای کوچک و بزرگ باشی...

و چه خستگی ناپذیر است مسیر این سفر با تو با وجود همه ناملایمتی هایش...

۱۳٩۳/٥/٦ | ٤:٥٦ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC