.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


روز تودلت 

ای چشمان بارانی چنان شاد شادی که تا کنون چنین شاد نبوده ای!!!

در شب میلادت تمام وجودم را که قلبیست کوچک

در قالب قابی از نگاه

 تقدیم چشمانت میکنم

آری چنان شادم از بودنت که تا کنون شاد نبوده ام

جشنی در دلم برپاست که تا کنون کسی جشنی به این باشکوهی ندیده است

قشنگ ترین روز برای من تا هستم روز آغاز زندگیی توست


یک تکه بلور از جنس حضور / یک یاس سپید از رنگ امید
با هرچی وفاست از سوی خدا /
همه تقدیم تو باد

تقدیم به صاحب قلبی که آرامش و تپش های قلب مــــــــــــن است.....

 وصدایش دلنشین ترین ترانه رویای مــــــــــــن است......

 


نگاهت را از چشمم برندار , مرا از من مگیر

بغض هایم را به آسمان سپرده ام

خدا بخیر کند باران امشب را

می دانم در آن سوی خیال من هستی

که برای تو مینویسم

تو آرام می آیی و می بینی

و می خوانی و می روی

همین کافی یست !

مگر عاشق از معشوق چه میخواهد ؟ ؟؟

 

۱۳٩۳/٧/۱٦ | ۱:۳٢ ‎ق.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC