.◦●.چشمان بارانی.●◦.

از من نپرس چه آمد بر سر عشق !


این گره های سرنوشتمان
ساعت ها , روز ها , ماه ها ... سالها
یافتنش آیا مشکل گشا و دوای دائم درد است ؟
بیا و فارغ از یافتنش , شروع کن باز کردن این قفل و گره ها را
بالهایت یادت هست ؟
بسم رب بگو و از قفل دست  هایت شروع کن !
هنوز هم می شو د پرنده شد !

بیاموز که بی بال هم می شود اوج گرفت !
بگشا بند این دستها را , باز می شود این گره های کور , به امید خدا .
بسم رب دلم ...

ای نامت از دل و جان در همه جا به هر زبان جاری ...

نور یادت همه شب در دل ما چو کهکشان جاری
تو با منی اما , من از خودم دورم

چو قطره از دریا , من از تو مهجورم
چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی تویی که با مایی .
آهنگ مناجات دلم ... به زیبایی نگاه و لبخند های توست ...

سر میگذارم روی شانه ی زیباییش و پر میشوم از تو ...
آرام میگیرد این دلم

۱۳٩۳/٩/۳ | ٧:٥۸ ‎ب.ظ | AZAR | نظرات () |

Design By : nightSelect.com

MeLoDiC