چه زود

من نقش انسان بودنم را در این صحنه ی روزگار

بد بازی کردم

و تماشاچیانش چقدر به من خندیدند

چه دل هایی که ناگاه از دستم افتادند و شکستند

چه نگاه هایی را که بی پاسخ گذاشتم

من نقشم را چه زود فراموش کردم.

شعر از نگین

/ 0 نظر / 5 بازدید