در اختیاری یا بی اختیاری

سلامممم بلاخره حس نوشتن پیدا کردم

بعد پایان امتحانات فقط یک هفته کامل به بطالت و کسالت ( از نوع پر خوابی ) گذشت .


بعد از اون یک هفته مهمان داری از جوجه های دوست داشتنی که از تهران آمدن و عشق خاله دخمل خاله که برامون تعریف کرد کلاس تست بازیگری هم قبول شده و قراره کلاس ها رو از مهر سال 97شرکت کنه ، 4 شب برای اولین بار پیش خاله ها تنها موند و مامان و باباش رفتن جای دیگه .

( برای دختر ناز نازی 6 ساله که هیچ وقت 1 ساعت هم از پدر و مادرش جدا نشده بود رکورد شگفت انگیزی بود!)

کلا بهش خوش گذشت ،براش کم نزاشتم از انواع خوراکی گرفته تا انواع کارتون و پارک بردیمش.

( خودمون هم کیف کردیم خخخخ )


و اما این روز ها ، که این روز ها رو دارم با میلی پشت سر میزارم ،واقعا انصاف نیست تابستون باشه و این همه فرصت طلایی ولی هیچ علاقه ای به هیچ کاری نداشته باشی و فقط به خوردن ، خوابیدن، فیلم دیدن ، اینترنت گردی و اینستاگردی بگذره ! البته ناگفته نماند که این بی میلی ربطی به گذشته نه چندان دور داره !

انگار خدا قسمت کرده من تنها بمونم!!!!! ( منظور از تنهایی که میدونید ازدواجه دیگه ) خخخ


اخ اخ اینم بگم که زود تر گفته باشم انقد بدم میاد از اونایی که میگن خوش به حالت ازدواج نکردی در اختیار خودتی !!!

انگار هر کی ازدواج کرده دیگه در اختیار خودش نیست ! اسیر که نبردن تو اگه بلد نیستی با همسرت کنار بیایی در مورد زندگی از بی سیاست بودنته ! والا !!! بعدشم اون واسه عصر هجر بود که کلا در اختیار بودی !

الان هر مرد و زن زندگی میدونه که زندگی در حال حاضر مشترک، لازمه که هر دو زن و مرد با توجه به سنگینی مخارج زندگی کار کنن ،‌( با توجه به توقعاتشون ) هر دو حق دارن ساعتی هایی یا روز هایی یا هفته هایی و به کار های مورد علاقه شون بپردازن ، که البته اینم با توافق و گذشته هر دو طرف که به فهم و شعور متصله !!!‌

همه تقریبا حقوق خودشون و میشناسن اگر هم کسی با مهر و علاقه کاری انجام میده از عشق و فداکاریه !


اصلا جوووووون من دوس دارم در اختیار باشم فقط یکی عدد مرد با فهم شعور و تحصیل کرده با شغل مناسب لطفا پیدا بشه خخخخخخخخ ! والا

در اختیاری یا بی اختیاری مسله این است !!!

/ 0 نظر / 39 بازدید