پاییز از مهر که نه از بی مهری ها شروع میشود

با خودم گفتم :

چًنِد روزِی ابرررری نشوم درِ عوضش بیایم اینجا تا باد مرِا ببرد مثل گرده های گل پخش کند

پخش شوم

پرت شوم

دور شوم

رها شوم ...

+

اقای م. م 27 / شهریور داخل کانال تلگرام گروه دانشگاهمون سوال پرسید : از چند شنبه کلاسا شروع میشه ؟ !

که هیچ کس جوابی بهش نداده بود ( زوده داداش خیلی زوده حتی واسه سوال پرسیدن )‌

باز 11/ مهر سوال پرسید کسی کلاس رفته ؟

طبق معمول یکی که مثل خودش سادیسمی رفتار میگنه جواب داد ( غ .ع ) : نه !

دوازدهم مهر کلاس (ساعت 10 صبح) 6 نفر بودیم و کلاس(ساعت 12) 4 نفر

تقریبا (ساعت 14 )بود که بازم داخل کانال تلگرام دوست شفیقش( آ . ز) سوال کردن کسی امرزو کلاس رفته ؟!

طبق معمول سادیسمیا جواب دادن : دو حالت داره یا کسی نرفته یا همه رفتن که جواب نمیدن ،همون 4 نفر همیشگی رفتن.

بعدشم شکلک خنده ! و انگشت شست (شصت ) به نشانه لایک !!!!

آخه هول تر از خودتون که بیست و هفتم شهریور سوال کردین: از چه تاریخی کلاسا شروع میشه ؟ بازم هست !

و همچنین یازدهم مهر !

دیگه دوازدهم مهر جای خود داره که کلاس با 6 نفر تشکیل بشه !!!

+

از کسی که قرار بود بهم کمک کنه تا کار پایان نامه رو انجام بدم خیلی ناراحتم !

چون حرفاش کاملا با حرفای استاد تناقض داره ! ( یک موردی این وسط ابهام داره برام )‌

به استاد گفته ساعت هامون هماهنگ نشده ! در صورتی که ساعت خودش هماهنگ نشده

از همه مهم تر وقتی من رفتم پیش استاد بهش خبر دادم که دارم میرم

اما اون به من خبر نداده و رفته پیش استاد ! خوب چرا به من خبر ندادی ! اه واقعا که

بد تر از همه اینکه به من گفته منتظر دستور استاد هستم برای شروع کار ولی استاد بعد از سوال اینکه چرا کارو شروع نمیکنید بعد دلایل شروع نکردن و توضیحات، در جواب به من گفتن : 2 تا خانم و نمی تونیم هماهنگ کنیم . !!!

اگه از همون اول پیشنهاد استاد رد میکردم که گفتن با خانم آ. ح کار کنم تا الان کار پایان نامه رو خودم به تنهایی انجام داده بودم و تموم شده بود !

به استاد پیشنهاد دادم کارو تنهایی انجام بدم ایشون هم قبول کرد .

  • الان اوضاع دیگه واقعا قمر در عقرب شده ! حالا هم کار پایان نامه رو باید تنهایی انجام بدم .
  • نمونه آزمایشی ( تیر انداز مبتدی و حرفه ای ) جمع کنم و راضیشون کنم که متعهد به کار تحقیق باشن
  • از یک طرف 8 واحد درسی رو دارم و
  • بعد تر از همه اینکه کلاس های محل کار آینده رو که قبلا هم یکبار عقب انداختم نمی تونم مجددا شرکت کنم !


+ سرما خوردم شدید در حدی که سیستم ایمنی بدنم ضعف بیش از حد داره صدام شده خروسک !!!

این هفته باید میرفتم پیش استاد ولی نرفتم !

مدیر فنی شرکت باهام تماس گرفت خیلی تابلو بود که خواب بودم و صدامم گرفته ! خیلی زشت شد !

خونه رو نصفه و نیمه چیدیم هنوز هود نخریدیم !

و همچنان اتاق من آشپزخونه ست یخچال جا خوش کرده ! بشه که بره از اتاقم بیرون


/ 10 نظر / 105 بازدید
zakhmeaseman

سلام ...اون شش خط اول بی نهایت زیبا و با احساس بود ...خیلی به دلم نشست ...آفرین .

zakhmeaseman

بقیه اش هم البته که هم در سبک نوشتار و هم در محتوا به لعنت خدا نمی ارزید ...بخاطر این افتضاح ، باز هم آفرین !!

masterazar

@zakhmeaseman برای شش خط اول تشکر فراوان برای بقیه اش هم تشکر ولی قرار نیست کتاب بنویسم قراره خاطراتمو عامیانه بنویسم

masterazar

@zakhmeaseman و اینکه چگونه تشخص دادید به لعنت خدا نمی ارزه ؟ بهتر نیست اول خودتون سبک نوشتارتون درست کنید بعد به سبک و شیوه نوشتن من ایراد بگرید ؟‌

zakhmeaseman

حرف خیلی حسابی فرمودید ...از این به بعد مبتلا به بلای خودم خواهم شد و صدالبته دیگر ایراد هم نخواهم گرفت .

hadimonfared

پاییز از بی مهریها شروع میشه قشنگه

hadimonfared

بله سروده ای قدیمی ... اغلب شعرهای وبلاگ از خودمه ... اگه نباشه اشاره کردم که شعر مال کیه

vibreha

چقد من با این حالت جدید پرشین بلاگ غریبه م بعد ۱۳ سال ...سخت شده کامنت گذاشتن...ولی اینو بگم بالاخره همه ابن روزای سخت و پایان نامه و استادا و ...میگذره...زود خاطره میشن!

masterazar

@vibreha برای منم اوایلش سخت بود الان دیکه بهش وابسته شدم اما اگر چند تا امکانات دیگه اضافه بهش جذاب تر میشه .... و امید وارم همینطور باشه فقط یکم دردسر و استرس داره ولی حقیقتا خاطره میشه امید وارم خاطره خوبی بشه نه خاطره غمناک