یک روز خواهی آمد

اتاقم برام بهشته  یک تخت که کنارش یک پنجره است

پنجره ای که یک پرده سفید و  زرد با  گل های قرمز و صورتی داره

صبح که میشه قبل طلوع آفتاب پرده رو از دو طرف میبندم

رو بروی پنجره  میز تحریر ام و گذاشتم

و رومیزم پر از کتاب و یک گوشه اش دوتا گلدون کوچیک که یکیش کاکتوس

و اون یکی هم یک فرفیون سبز  گوشه سمت چپ هم یک چراغ مطاله .

همیشه بعد مطاله یا بعد تمام خستگی ها  پشت میز میشینم

رو بروی پنجره دیدن آسمون شده تمام رفع خسته گیام  . . .

لب تاب و روشن میکنم و موزیک لایت میزام

از پنجره آسمون نگاه میکنم و اون موقعه دیگه من واقعا تو بهشتم.  

گاهی نمیشه از این بهشت بیرون نرفت !

در هفته دوبار در روز میرم بیرون برای دانشگاه .

و امروز و فردا از همون روز هاست .

.....................................................................................

یک روز خواهی آمد و من تمام این بهشت را با تو قسمت میکنم .

#امیدواری ( برای کسی که شاید یک روز بیایید ) 

/ 0 نظر / 24 بازدید