آلزامیر ،تومووور مغزی ، فشار روحی ، گردو موز عسل انجیر !!!

خیلی دلم میخواد هر اتفاقی که از 22 آذر به بعد افتاد بنویسم اما نمی دونم چرا نمیشه !
احتمالا یا آلزامیر گرفتم یا واقعا فشاری که این مدت برای درس خوندن به مغزم وارد کردم
یا شایدم واقعا یک چیزیم هست !
یا نه اصلا دست و دلم به سمت تایپ نیست یا هر چیزی !
فقط میدونم باید کم کم یک دفتر چه خاطرات بر دارم هر چیزی که واقعا احساس میکنم نیازه یادادشت کنم
مطمعنا فراموش میکنم !
تعداد مو های سفیدم بیشتر شده !
نمیدونم انیشتن چه تعداد از فسفر های مغزیش استفاده کرده اما شک ندارم من از انیشتن بیشتر فکر میکنم فقط عادت کردم بعد فکر کردن فراموش کنم ! ولی عجیب اینجاست خاطره یک ساله و نیم بودنم رو یادمه و حتی بعد تر از اون مثل 3 سالگی ! و یا هیچ وقت اتفاقی که 3 سالگی برام افتاد فراموش نمی کنم !
یک اتفاق ناخوشایند که در کودکی میتونه برات بیفته و سیستم مغزی و عبصی رو تحت تاثیر قرار بده بد ترین بدشانسی زندگیت میتونه باشه !
از 4 تا امتحان 2 امتحانم پاس نمیشم ! نمیدونم معنیش این میشه که کم کاری کردم یا شانس باهام یار نبود یا امتحان سختی بود خلاصه تلاشمو کردم !
جدیدا هم خیلی حساس شدم که نه تنها نمره کم نگیرم بلکه از همه بیشتر بشم ! ولی دقیقا همه چی بر عکس میشه !
در طول ترم کلی روانشانسی خوندم خیلی دلم میخواست 20 بشم در کمال ناباوری به روایت دوستی که اصلا در طول ترم درس نخوندو خودم شاهد بودم ، 3 روز به امتحانات شروع کرد به درس خوندن و با توجه به تستی بودن امتحان و لطف جناب استاد که سوالات رو در پایان جلسه با راهنمایی جواب ها مطرح کردن ایشون شدن 19.25 و من شدم 18
نه شما باشی میگی من بد شانسم یا ایشون خوش شانسن ؟
از بس قهوه و نسکافه ، کاپیچینو خوردم و نخوابیدم که بعد امتحانات 48 ساعت فقط خوابیدم !
و بعد یک تفریح مختصر که شام رفتیم طرقبه و امروز هم یک خونه تکونی پیشاپیش رفتیم واسه عید !
احتمالا اسفند وقت نمیشه .
یک کارتون با مزه گرفتم که ببینم اسمش شهر حیوانات زوتوپیا ولی چون دوست دارم با خواهری ببینم هنوز ندیدمش و بی صبرانه منتظرم که وقت بشه باهم ببینیم و کلی کودکی کنیم!
و از همه مهم تر فیلم ترسناک دوست دارم ولی نمی دونم چه فیلمی بگیرم که از ساعت 12 شب به بعد ببینیمش که درست حسابی بترسیم خخخ !

+ رویا پردازی و خیال پردازی یک هنره و هر کسی این هنر و نداره
فراموش نکن کسی که این توانایی نداره و آدم حسودی هست مطمعناا با این جمله که
( از من به شما نصیحت : آتو دست توهمی ها ندهید ) فقط قصد پنهان کردن کار های خودش و خنک کردن دل خودش و داره پس به هیچ عنوان نه ناراحت باش و نه غصه دار تو با افتخار و امید واری به راهت ادامه بده چشم های پشت سرت و ببند و با چشم های رو برو نگاه کن و فقط و فقط به اهدافت فکر کن تو از فردی که دیروز بودی خیلی متفاوت تری ، قوی تری و این چیزی که تو براش کلی برنامه داشتی و تا حدودی بهش دست یافتی پس با همین شیوه به زندگیت ادامه بده و نزار افکار پوچ و حسادت های بی جای دیگران تو رو نا امید کنن .
/ 9 نظر / 79 بازدید