به همه اشتباهاتم افتخار میکنم

با وجود همه مشغله هایی که هست وقت میزارم برای سر زدن به خاطرات قدیم چقدر حس و حال خوب  و لذت بخشیه این خاطرات قدیم ! خخخ

 با وجود همه شلوغی ها و دغدغه ها و استرس های که دارم امتحان و درس های نخونده زبان های ترجمه نشده !

 قید همه کارام و میزنم تا بیام دوباره یک سر به وبلاگ دوستای قدیمی و این وبلاگ خلوت کده اووووم   پاتوق تنهاییم هام بزنم

اصلا دلم میخواد با وجود همه کاری های مونده قید همشونو بزنم بشینم موزیک گوش کنم البته در کنار وبلاگم

بعشدم بشینم خاطرات قدیم مرور کنم

راستی واقعا اگه اشتباهات گذشته نبود  فهمو و عقل امروزمون نبود  این تجربه نبود

با تمام وقار و نجابت  میگم به همه اشتباهاتم افتخار میکنم

افتخار میکنم چون الان در نقطه ای هستم که دیگه هیچ وقت اون اشتباهات تکرار نمی کنم

درس عبرت که میگن همین جاست ! خخخ

خیلی دارم برای اینکه بهتر از دیروم باشم تلاش میکنم  حتی اگر تلاش هام به نظر پیشرفت چشم گیری نداشته باشه ! و زمان بر باشه

ولی همینکه دارم تلاش میکنم خودم به خودم افتخار میکنم

از فرد دیروزی که بودم متفاوت ترم پس این یعنی خوشبختی حتی اگر به خیلی از آرزوهام نرسیده باشم

شما اسمشو بزار اعتماد به سقف ( خطاب به بعضیا)

مهم نیست چی فکر میکنه حد سقف تفکراتش بود ( مخاطب خاص )

وقتی تو فکر میکنی میفهمه ولی بعد ثابت میکنه نمیفهمه که هیچ کج فهمه !

دیدش خیلی بد بینانه بود ! اصلا حرفاش با عملش یکی نبود ! ( مخاطب خاص )

خیلی هم خاص نبود از خیلیا معمولی تر بود ! زاویه دید من خیلی خوب بودنش و برداشت میکرد !والا 

اگر غیر این بود میفهمید ...  ( کلی حرف که نمیشه نوشت )

حتی جرات نکرد برای 5 دقیقه به حرف های که  اون شب قرار بود زده بشه اما فرصت نشد گوش بده اصلا مطمعنم نمی دوست من چی میخوام بگم !

 ترجیح میدادم اگر قراره همه چی تموم بشه به خوبی تموم بشه اما این فرصت و به من  که نه . به خودش نداد !

مهم  اینکه که هیچ وقت نمی فهمه  من چی قرار بود بگم ... 

آقایی که مثلا آقا باشی شما اگر سوپر استار ایران که هیج سوپر استار دنیا هم باشی دیگه ارزشی برای من نداری ! حالا تا دلت میخواد به عکس های تاتر و سینما و بقیه عکسات افتخار کن . به اینکه از مشهد رفتی به تهران و اینکه قبلا داخل بیو نوشته  بودی متولد تهران اره شما به تهرانی بودنت افتخار کن !

....

اینم از تراوشات ذهن آشفته ام خخخ  خوب نمیشه به خودش که گفت یعنی ارزش گفتن نداره !  ولی میشه این جا که مثل دفتر خاطرات نوشت

یادگاری باشه اینم تا باز در آینده بیام مرور کنم شایدم  بخندم به خودم

ولی بازم با افتخار ....

باید برف بباره . برف میخوام برف کاش زود تر زمستون بیاد

ما که از عاشقی فصل پاییز تا این سن جز غم و غصه و دلگیر بودن چیزی ازش ندیدیم

پس کی قراره  نوبت فصل عاشقی پاییزمون برسه خدا میدونه

 26/08/1396

 

 

/ 0 نظر / 132 بازدید