از گلستان سعدی - باب هشتم

[1]ریشی درون جامعه داشتم و شیخ از آن هر روز[2] بپرسیدی که چونست و نپرسیدی[3] کجاست دانستم از آن[4] احتراز می کند [5] که ذکر همه[6] عضوی روا نباشد و خردمندان گفته اند هر که سخن نسنجد از جوابش[7] برنجد . 

تا نیک ندانی که سخن عین صوابست باید که بگفتن دهن از هم نگشائی

گر راست سخن گوئی و در بند بمانی به زانکه دروغت دهد از بند رهائی


[1].ادب

[2]. و شیخ علیه الرحمه هر روز

[3]. و نپرسیدی که بر که در

[4]. که ار ذکر آن

[5]. همی کند

[6]. هر

[7]. بغایت

/ 0 نظر / 5 بازدید