اعتماد کن!

اعتماد كن!

به دستانم

چشمانم

لبانم

و قلبي كه

در سينه دارم

و آهي كه

از عمق ناپيدايش

بر مي آيد

اعتماد كن!

به طنين بي پژواك صدايم

كه در حيرت زمان هاي خاموشي

سكوت شده است

سكوت در مرزي چون هبوط

اعتماد كن!

به آبي اعتمادمان

اعتماد كن!

به سبزي اعتقادمان

اعتماد كن!

به سرخي ارتباطمان

اعتماد كن!

م. نهانی

/ 0 نظر / 5 بازدید