منم من ديوانه‌ات

مرا نران از خانه ات
آخر منم افسانه ات
تكيه گه غمهاي من
چرا رها شد شانه ات
چرا چنين شد كار من
كوآن در و آستانه‌ ات
دانم غميني جان من
مانم شوم من خادمت
گويي نمان در پيش من
گويم شدم ديوانه ات
آري دلم در بدو راه
شد عاشق و فرزانه ات
روزي شوي تو آگاه
از چرخش پروانه ات

دریا مهربان ( مریم)
/ 0 نظر / 5 بازدید