بخشش

آدمها در روند ارتباطی که با سایر افراد دارند کم کم و یا حتی یکباره شبیه اونها میشند
ادم های باهوش و انرژی مثبت در کنارشون شاد و خوشحالم و از همه مهم تر تحت تاثیر قرار میگیرم
و بودن در کنار افراد باهوش ، زیرک ، و عاقل به تو درس هایی میده که روند زندگیت و پر بار تر میکنه .
بی مقدمه میخوام راجب افکار جدیدم که به شدت تمام قسمت های مغزم ام درگیر خودش کرده بنویسم !
آیا بخشش فقط مادی ( پول ) میشه ؟
و در جواب که مشاور مغز ام بهم میگه اینکه :
بخشش نه تنهای مادی نیست بلکه عاطفی ، معنوی ، بخشش علمی ، گاهی اوقات بخشش نمره ( خخخ ) نیز شامل میشود . !!! استاد ثواب داره ! خخخ
من اگه یک روز معلم یا استاد یا مربی بشم قول میدم از این گزینه آخری حتما استفاده کنم !
و مطمعنم هیچ چیز تو این دنیا با ارزش تر از شاد کردن و کمک کردن به دیگران نیست !
خیلی دلم میخواد تمام دلایل ام برای این کار بنویسم اما واقعا حسش نیست !
چون خیلی جامع و کامل اصلی ترین دلیلم و نوشتم .
افرادی که بیش از حد سخت گیری میکنن و درک نمی کنم البته میتونم حدس بزنم که مثلا شاید دلیل یک استاد از سخت گیری برای تدریسش و از همه مهم تر نحوه طراحی سوالاتش و نحوه تصحیح کردن برگه های امتحان ،‌ این میتونه باشه که به عنوان یک استاد خودش رو موظف میدونه تا به دانشجو هاش سختی فراوانی بده تا اونها رو به جایگاه مناسبی برای آموزش دادن برسونه اما باز هم این موضوع خیلی جای بحث فراوانی داره !
ما زندگی رو داریم سخت میگیریم ! اینطوری میشه که زندگی هم به ما سخت میگیره !
+ آنچه گذشت ( خخخ ) :
دیشب مهمون داشتیم قیمه مامان عالی بود .
از بین تمام صحبت هایی که بین من و دختر عمو و دختر عمه پیش اومد به این نتیجه رسیدم که همچنان بعضیا عوض نشدن و فقط نقش یک دختر عمه ی مهربون رو بازی میکنن !
خطاب به ایشون : عزیزم شما تا دکتری هم ادامه بده فقط یادت باشه برای خودت زندگی میکنی نه ما !
عزیزم من تو نیستم ! فقط اگر به جایی رسیدی خواهشا افتخارش و برای ما نیار و فخر نفروش که صد البته به هر جا رسیدی از لطف خدا بوده و صدقه سری مامان و بابام !
و خیلی حرف های دیگه که اگر بزنم منت حساب میشه !
وقتی یاد دوران نوجوانی میفتم گاهی از خودم میپرسم واقعا چرا ؟ آخه چرا همه چیز های خوبو مثل سفر هامون به شمال براش تعریف میکردم ! که حسادت کنه ! ؟
اینو بعدا برام تعریف کرد که هر وقت میرفتیم شمال و براش داستان های سفرمون تعریف میکردیم خانوم حسودیش میشد ! خوب عزیزم میامدی میگفتی منو هم ببرین !
آخه ما میگفتم نه ؟‌ اینطوری در کنار توسفر بیشتر هم خوش میگذشت ! چی میشد به جای حسادت فقط یک جمله میگفتی ؟
تازه اون موقع بود که با خودم گفتم وایییییییی یلداااااااااااا ببین تازه داری میشناسیش !
تو با تمام وجودت از خوشحالی میامدی براش داستان تعریف میکردی ولی اون حسودی میکرده !
اخه دختر به سن اون ، اون موقع ، وقتی حسودی کنه میدونی یعنی الان هم حسودی میکنه و الان تو این سن حس حسادتش بیش از حده !
واینجوری شد که روز به روز برام مهم شد تا بیشتر بشناسمش و به رفتار ها و حس هایی که ازش بهم الهام میشه بیشتر توجه کنم و در نهایت اون چیزی که هست و بهتر بشناسم !
+ اگه خوبیی ها و قشنگی هایی که باید گفته بشه رو تو دلتون نگه دارید ، اگه غول حسادت نزاره اون ها رو بیان کنید همون قشنگیا وجودتون سیاه میکنه ، حتی اگر ظاهرزیباو قد بلندی داشته باشین !
ناراحتی از موفقیت دیگران میوفته به جونتون و اونی که این وسط له میشه خودتونید !

+ اگه دیدی یک نفر تو خودشه و حالش گرفته ست ، ازش تعریف کن ، حتی شده الکی !
بعد ببین چه جوری قیافه اش از هم باز میشه و گلی از گلش میشکفه !
از دیگران تعریف کنید و ببینید دیگران هم یاد میگیرند .

+اگر کسی دوروبرتون هست که از لحاظ رفتاری فکر میکنید بی دست و پاست ، طوری رفتار نکنید که احساس کنه بی خاصیته ! در عوض کمکش کنید حتی شده طوری برنامه ریزی کنید و برنامه سازی کنید تا به موفقیت های که انتظارشو نداره دست پیدا کنه و متوجه این کمک شما نشه بزارید فکر کنه همه اینا توانایی خودش بوده !
بزارید احساس با ارزش بودن داشته باشه .
/ 5 نظر / 59 بازدید
soniyan-ashegh

واقعا تعریف حتی الکی میتونه گاهی معجزه کنه

the-toranj

یاد جمله ای افتادم که میگه: قرار نیس ما غمخوار هم باشیم قراره تا ما دکتر و دوای هم باشیم اگر برای کسی میتونید کاری بکنید حتما انجام دهید و اگر نمیتونید مریضی اون رو درمان کنید لطفا خودتون رو هم مریض نکنید

masterazar

@the-toranj کاملا موافقم باشم و در ادامه اینکه کسی که خودش نخواد نمیشه کاری براش انجام داد.

m-u-m

خیلی جالب بود. واقعا خیلی خوبه ادم به دوستانش کمک کنه جوری ک نفهمن