قسمتی از من

مثال من مثال خانه ی متروکیست ک برقش را قطع کرده اند .

توی سکوت مطلقش یکی توی جیب هاش دنبال کبریت میگردد .

یکی توی سرم هی کبریت میکشد اما فقط جلوی پایش را برای چند ثانیه میبیند .

 مثال من خانه ایست ک خاطره گرما را هم از یاد برده ست .

هیچ کس را نداشته ست پنجره ها را ببندد . شومینه را روشن کند .

چای دم کند . بنشیند و از عشق بگوید.

توی دلم ظرف های نشسته بیست سال است توی آشپزخانه ست .

دل آشوبه ی ظرف های از شب مانده ام توی ظرفشویی .

اما تو می آیی . برق ها را روشن میکنی . می آیی و میمانی

 

/ 0 نظر / 6 بازدید